«بهار ار باده در ساغر نمی كردم چه می كردم»
![]()
من از این مصرع خیلی خوشم می یاد،
به خصوص وقتی واقعا بهار می شه.
انگار توی خودش یه هیجان بی نهایتی رو گنجونده.
اولین بار این مصرع رو روی تخته سیاه کلاسمون دیدم؛
اون موقع هم نزدیکیای بهار بود.
فکر کنین توی همهمه کلاس وقتی این شعر رو پای تخته دیدم...
می خواستم اون لحظه با همه دوست بشم.
خوب ازاین احساسات تموم نشدنی که بگذریم،
من بالاخره به روز شدم.
اشکم دراومد تا به روز کردم.
.شماها هم که
متهم می کنین که چی؟ بعله خانم به روز نکرده....
دوستان خوبم! من به جز شما یه دوست خوش مشرب و با حال دارم که
تازگیا فهمیدم وبلاگی هم هست.
از این کلیک پشیمون نمی شید:
این هم برای خالی نبودن عریضه:
از ما گفتن، بهانِِه جویی نکنید
در مدرسه دل آرزویی نکنید
از درس و کلاستان می افتید اگر
در مصرف عشق صرفه جویی نکنید
( البته خودم زیاد بهش معتقد نیستم. شما هم سه مصرع اول را کنار بگذارید
و فقط مصرع آخر را آویزه گوش خود کنید. )





