دومين سلام اينترنتی مراپذيرا باشيد.
اميدوارم که راحت conect شده باشيد و با چشمهای قرمز
و اخمهای تو هم نيومده باشين پشت ديوارها...
به هر حال اگر به اين صورت هم آمديد ،اينجا ديگه بنشينيد و
نفس تازه کنيد.پشت ديوارها هيچ کس کاری به کارتون نداره...
يک ماهی کوچک اسير تنگ آبم
حتی اگر باران ببارد ، غرق خوابم
جايی کنار چشــمه و دريا ندارم
کردند رود و چشمه و دريا جوابم
گاهی صدای برکه ها اينجا می آيد
من جای فکر برکه در فکر سرابم
انگار می گريد دلم هی قطره
قطره
انگــــار می ميــرد تمـــام التهابم
ديروز مرجانها خبر دادند، دريا ــ
پرسيده از اين حال و احوال خرابم
فردا ــ همين فردا ــ سفر خوا...نه...چگونه ـــ
حالا که پابند تو و شعر و...بخوابم!
يک ماهی کوچک کجا و عشق دريا
امشب،چقدر امشب پر از حرف و حبابم...
۱۳۸٢/٥/۱۸ساعت ۱۱:٤٠ ب.ظ توسط
راضیه ایمانی نظرات ()
تگ ها:






