واقعاً که قرار خوشمزه ای بود!!!

Delicious Food

قول داده ام جزییات را بنویسم.نمی دونم چرا همچین قولی دادم،

هیجان زده بودم حتما.

ولی خوب قوله دیگه:

راستش من و پریا اول از همه توی پارک بودیم قرار شد کمی

گشت بزنیم و جای مناسبی رو در نظر بگیریم(انقد این پریا تند تند

 راه می ره که من به خودم قول دادم که دیگه همپای اون راه نرم.)

خلاصه یه جایی رو در نظر گرفتیم و وقتی می خواستیم بر گردیم

 دیدیم که چقدر راه اومدیم... قرار شد خورده نون بریزیم

 تا وقتی می خواستیم بر گردیم و بچه هارو بیاریم راهو گم نکنیم.

از آنجا که پارک لاله به برکت گسترش فضای سبز!دارای تعداد زیادی درب ورودیه من و پریا مجبور شدیممثل قطار بازی دور پارک بچرخیم

 و گروه گروه بچه هارو دور هم جمع کنیم...

دیدار بچه ها واقعا هیجان انگیزه....

همه ما تا ساعت 25/6 دقیقه جلوی درب ورودی ایستادیم

تا همه برسند.بعد رفتیم توی چمنا نشستیم و صفایی کردیم.

صفا کردیم یعنی گپ زدیم (درباره کامنت ها که روزمره شدن،اینکه این جلسات ادامه داشته باشه یا نه،مکان جلسات کجا باشه...)و

شعر خوندیمو، نقد کردیمو،علفای زیر پامونو کندیم!!!                    

(من که به هر کی نیگا کردم داشت وقت شعر گوش دادن علف می کند...)

آهان گز هم خوردیم.آقای بنیتو از اصفهان برامون آورده بود.خلاصه

خیلی خوش گذشت و ما نمی دونستیم بازم قراره بیشتر خوش بگذره...

همه مواظب رضا سیر جانی وکیفش بودن.اصلا اون روز رضا

گل مجلس ما بود.وقتی هم که غزل خوند همه یه جور دیگه براش

 دست زدن!!!خلاصه آفتاب که داشت بساطشو جمع می کرد

...جونم براتون بگه...بعد از رای زنی های طولانی به سمت رستوران

"خانه کوچک" راه افتادیم.

منتظر شدیم تا برامون میز خالی کنن.20 نفر ریختیم تو...سفارش غذا

 هم واسه خودش چیز جالبی بود.اونایی که اهل ریسک کردن نبودن پیتزا سفارش دادن و ما که همه زندگیمون ریسکه ترجیح دادیم چیزای

 دیگه رو انتخاب کنیم که البته بسیار تجربه خوشمزه ای بود.

به خصوص وقتی به غذاهای همدیگه هم ناخونک زدیم...

این هم از سور جناب سیرجانی.دستش درد نکنه.

دیدید چقد راحت با یه قرار ساده می شه همدیگه دید می شه

شعر خوند و شعر شنید می شه از زندگی لذت برد...

خوب دیگه اینم جزییات.    

حالا برای اینکه خوب توی ذهنتون بمونه نکته های مهم را دوباره مرور می کنیم:

_ قرار بر این شد که اولین پنج شنبه هر ماه قرار داشته باشیم(مکان فعلا سیاراست و هر ماه اعلام خواهد شد.)

_ سعی بر این باشد که در کامنت گذاشتن دقت بیشتری شود تا برای همه سودمند باشد                                

_مساله بغرنج فمنیستی این است که حضور بانوان محترمه بسیار کمرنگ بود...گفته باشم مواظب خودتون باشید!

 

اسامی حاضرین در جلسه:

من و پریا:

مژگان بانو، مرجان مختاریه، راحله و یکتا و نرگس(خانه عروسک)، نيلوفر

خانوم اسماعیل زاده(خانوم آقای سایه های شرجی!)

 

فری غزل معاصر ، مرتضی قاسمی، امیر مرزبان، آقا طیب و دوستش(رامین،

 مهدی نقی پور، رضا سیر جانی، احسان پرسا، روح الله نور موسوی، رامین خرسندی،ناصر نعمتی، ناصر و نادر نامدار، محسن بنیتو، شالبافان، یه آقایی که نمی شناختمش!!!، آقای قاب چشمان تو...

خوب دیگه بسه!این بود ماوقع قرار ما.از این به بعد هم گزارش قرار را یکی دیگه به عهده بگیره چون من یه دفتر خاطرات گنده دارم که باید اونو بنویسم.                                                                                               

 

۱۳۸۳/٤/۱٢ساعت ٤:۱۱ ‎ق.ظ توسط راضیه ایمانی نظرات ()
تگ ها: