صفر:

اولين جلسه پنج‌شنبه‌ها در سال يک‌هزار و سيصد و هشتاد و چهار

روز اول اردی‌بهشت برگزار می‌شود.

نخست:

هيشکی ندونه شما می‌دونين که اين روز؛ روز بزرگ‌داشت

 سعدی عليه‌الرحمه است.

همان که غزل‌های عاشقانه‌اش؛ پندهای عاقلانه‌اش

 و حرف‌های شاعرانه‌اش با هر گوشی آشناست

ديگر:

اينطور که پيداست اين ماه تولد يه چند نفری از بچه‌هاست.

 يه موقع ديدی شمع و کيک و فشفشه خريديم و...

( خلاصه گفتم که از کفتون نره)

سه‌ديگر:

لطفاْ دست خالی تشريف نيارين. يعنی تشريف بيارين ولی

 دست خالی نباشين!(اينم همون جمله‌اس ولی ببينين تأثيرش

 چقد فرق داره!) بالاخره بهاره و بنشين بر لب جوی و سايه بيد

 و شعر و ترانه و غزل و...

چهارم:

بعداز فروردين ماه که جلسه با توافق شما برگزار نشد

و ما روی ماه شما رو نديديم بايد بگم خدايی

(اين خدايی رو کی می‌گفت؟!) جدای از جلسه و اين حرفا

دلمون واستون تنگ شده. مارو از ديدار اميدبخشتان بی‌نصيب نذارين.

 

و پنجم:

 

FSP0040017

روی آمدنت شرط بسته‌ام

باختنم را که نمی‌خواهی؟!!

مکان: يوسف آباد- خيابان سيد جمال‌الدين اسد آبادی- کوچه بيست و يکم - فرهنگ‌سرای شفق - اتاق آبی

زمان: ساعت سه و نيم بعدازظهر تا شش و ...

۱۳۸٤/۱/۳٠ساعت ٥:۱٩ ‎ب.ظ توسط راضیه ایمانی نظرات ()
تگ ها: