ما که همه کار کردیم... دفترداری هم روش!
پرونده ات باز است و لبخندی به رویت
جاریست در عکسی تمام خلق و خویت
پرپر زنان بیرون می آیی زنگ تفریح
از کوه کاغذپاره ها با های و هویت
شاید تو را گم کرده باشم گاه گاهی
پرونده در پرونده گرم جستجویت
اسم تو را با قرمز و آبی نوشتم
تقدیر مثل آب و آتش روبرویت
در نمره هایت می درخشی، گرچه گاهی
بردند بعضی هایشان هم آبرویت!
قلب گواهی ها گواهی می دهد که
سرکش تر است از حد اعداد آرزویت
پرونده را بستم به پایان آمد امروز
این پنجره باز است تا فردا به رویت...
۱۳۸۸/۱٠/٢٥ساعت ۱:٢۳ ب.ظ توسط
راضیه ایمانی نظرات ()
تگ ها:





