
خوش بود خیالم که تو ابرامو پروندی
رفتی، اومدی، پامو به این دره کشوندی
هی زل زدی تو نی نی چشمام که ببازم
با آتیش چشمات دل دریامو سوزوندی
احساس من از طرز نگاه تو شروع شد
این خنده ی بی قیدو لب من تو نشوندی
ای وای که شیطون شدی و رفتی تو جلدم
یک ثانیه غافل شدمو دستمو خوندی
تسلیم شدم چشمامو بستم که نبینی...
بی رحم شدی؛ ماشه ی اشکامو چکوندی
برگرد و برو! بازیو باختی همون اول
هرچند دل قانونای عشقو شکوندی
من، ابرای دلگیرمو ترجیییح می دم به-
خورشیدک لوسی که توی ابرا دووندی!!
۱۳۸٩/۱۱/٢ساعت ۳:٢٥ ب.ظ توسط
راضیه ایمانی نظرات ()
تگ ها:





